X
تبلیغات
زولا

« برسد به دست یک خسرو»

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق

نامه ی حامد بهداد به خسرو شکیبایی...

پنج‌شنبه 23 آبان 1387 09:45 ق.ظ نویسنده: طیبه نظرات: 11 نظر چاپ

 

   

الوداع عزیز جان، نفس جان، عمو جان، الوداع خسرو جان.  

الهی چشم های تو مهربان و صدات آسمان و روانت جهان و پران بود و کی وقت انفصال بود. دست های تو عاشق بود و خود عاشقی کجا آسان بود.  

ای پادشاه نرمش در این نمایش نامردمی. ای هامون، ای کیمیا، ای نوبت عاشقی. رها، رها، رها شدی. پر کشیدی و گر گرفتی همچو ققنوس، صبور و خودسوز و مومن به جاودانگی. 

 ای درد در تو جای گرفته، ای خسرو، ای قابل، ای غایت شکیبایی. آری، آری، درد بر ما نازل شد و شاخه شکست و بم سوخت و بالا می گیرم این ناله و حالا می گیرم.  

دریاب که خسرو می آید با قدم های خستگی و صدایی شکستگی. هان، با طنین صوت جبرئیل اشتباه مگیرش، آن گاه که سلام می گوید. شاید خواهد گفت؛ «حال همه ما خوب است.» اما تو باور مکن...

 

 دانلود فایل آوانمای سهراب با صدای خسرو شکیبایی